قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4791

تاريخ الفي ( فارسى )

روز بود سيراب نشده بودند ، آسوده شدند و به كار خود مشغول گشتند و جرگه به هم رسيده شكارى بسيارى هلاك شد . « 1 » آنچه فربه بودند برداشته لاغر را به جا بگذاشتند . و قراول لشكر منصور به هزارهء دشمن رسيده جمعى را گرفته آوردند و معلوم شد كه انكاتورا غافل در آن صحرا به طلب قبيله [ اى ] از قبايل خود مىگردد و همان لحظه شيخ على بهادر و ايكو تيمور به جانب او روان شدند و آن حضرت نيز [ 484 ب ] به سرعت متوجه شد و قچرچى راه گم كرده دو سه روز نادانسته رفت و روز سيم آن حضرت به امرا و شاهزادگان گفت كه « ما چون دور افتاده‌ايم ياغى شايد كه خبر يافته باشد . اكنون صلاح در آن است كه پيش راه دشمن بگيريم . » و به اين نيّت اميرزاده عمر شيخ را از يك راه به راهبرى امير جلال حميد فرستاد و او از راه ديگر خود روان شد و شهزاده به انكاتورا رسيده و ايل و الوس او را به قتل آورد و انكاتورا بيرون رفت و لشكريان شهزاده او را آگاميشى كرده او را از ولايتش به‌در كردند و بسيارى از دختران ماه رخسار و پرىچهرگان لاله غدار اسير كرده با غنايم نامحصور در نواحى اقتاديكتور « 2 » به بساط بوس فايز شدند . و چون مدتى بود كه از شيخ على بهادر خبرى نرسيده بود ، بار ديگر شهزاده عمر شيخ بهادر با فوجى از سپاه به تفحص احوال او بيرون رفت و امرا از راه ديگر به معسكر همايون آمدند ، اما شاهزاده با پنجاه كس از امرا و بهادران از لشكر به رسم قراولان پيش شده مىرفت به حسب اتفاق در اله‌كول « 3 » نهصد سوار كه سردار ايشان قرابيان عور بود دوچار شده و با آنكه غنيم بسيار بود با همان پنجاه كس بر ايشان حمله آورد . در آن روز چندان آثار شجاعت از شهزاده ظاهر شد كه شرح آن مجلدى على حدّه را در كار است و نيز [ پير ] حاجى ، پسر تيلانچى در اين جنگ به زخم تيرى از پاى درآمد و دشمنان شكست يافته بسيارى به قتل آمدند و اموال ايشان غنيمت شده به معسكر همايون آورد . و صاحبقران به موضع قراغورچور رسيده نزول فرمود و اموال و غنايمى كه از هر طرف جمع شده بود بر لشكريان قسمت كرده و چندان در آن موضع توقف فرمود كه اسبان آسوده شدند و امير جهانشاه و اوچ‌قرا بهادر « 4 » با سى سوار به طرف ارتيش « 5 » فرستاد . ايشان به مقصد رسيده ايل و الوس بسيار از دشمن غارت كرده مظفر و منصور معاودت نمودند . و آن حضرت اسيران و اموال به دست آمده به سمرقند روانه كرد « 6 » و به‌واسطهء برانداختن الوس جته

--> ( 1 ) . در موضعى به نام توغراؤت . ( 2 ) . ق : تعيه وكتور ؛ م ، ش : تعلى دكتور . تصحيح از ظفرنامه . ( 3 ) . ظفرنامه : ايت ايجماز الاكول . ( 4 ) . ظفرنامه : اوچ‌قرا بهادر . ( 5 ) . ق ، م : ازيش . ( 6 ) . ظفرنامه : « مال بىحد و حصر را جمع ساخته ، به امير لعل سپردند و او به سمرقند رسانيد . »